crater
معنی فارسی
دهانه آتش فشان گودي (کاسه) کاسه بزرگ
معنی کامل و مثالها
/krāt´ǝr/n., vt., vi.
● (یونان و روم باستان) پیاله، کاسهی گود، قدح
● (هر گودی کاسه مانند یا مخروطسان) دهانهی آتشفشان، (در ماه) گودال
● (گودی ایجاد شده توسط بمب یا سنگ آسمانی و غیره) چال، چاله، فنجانه، کاسچال، حفرهی کلهقندی
the battlefield was full of bomb craters
رزمگاه پر از کاسچالهای بمب بود.
● (نجوم) استارگان (مجمعالکواکب) پیاله
● بمباران کردن (و از این راه پر از کاسچال کردن به ویژه در مورد راه)
enemy bombardments had cratered the roads and made them impassable
بمبارانهای دشمن راهها را پر از چاله و غیرقابل عبور کرده بود.
● کاسچال ایجاد کردن، دهانههای آتشفشان (یا گودال و غیره) تشکیل دادن
ریشه و کاربرد
ریشه
From the Latin crater meaning 'bowl' or 'mixing vessel', derived from the Greek krater.
مثال
- The moon's surface is covered in craters.
- The volcanic crater was filled with water, forming a lake.
- The impact of the meteorite created a massive crater.
ترکیبهای رایج
volcanic crater impact crater lunar crater crater lake crater rim crater formation
تعریف انگلیسی
- a bowl-shaped geological formation at the top of a volcano
- a bowl-shaped depression formed by the impact of a meteorite or bomb
- a faint constellation in the southern hemisphere near Hydra and Corvus