دیکشنری فارسی

crayon

UKkreiən US'kreı'ɔn

معنی فارسی

قلم کچ مدادرنگي باگچ يامدادکشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/krā´ǝn, -än´/n., vt.

مداد شمعی، کرایون

گچ رنگی، موم رنگی (که با آن رسم و نقاشی می‌کنند)

(با مداد شمعی یا موم رنگی و غیره) کشیدن

my grandson, Brian, had crayoned his name on my birthday card

نوه‌ام برایان نام خود را با مداد شمعی روی کارت تولدم نوشته بود.

ریشه و کاربرد

Noun

A pointed stick or pencil of colored clay, chalk, wax, or plastic used for drawing or coloring.

ریشه

From French 'craie', meaning 'chalk'.

مثال

  • She used a crayon to draw a picture of her family.
  • The children were coloring with crayons.
  • He bought a set of crayons for his art project.

ترکیب‌های رایج

Draw with crayon Color with crayon Use crayon Set of crayons Crayon art

مترادف‌ها

noun
1. Pencil.
2. Crayon drawing.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن