creepingly معنی فارسی خزان خزان دولا دولا واژههای دیگر با معنی «خزان خزان» evergreen بي خزان، هميشه سبز، هميشه بهار laurustinus يکجور درخت بي خزان که ماننداست به بداغ laurustine يکجور درخت بي خزان که مانند است به بداغ autumn پاييز، خزان tropophyte وردا رست، خزان شونده، خزانگر indeciduous نريز، ناريز، بي خزان fell افتاد، پرت شد، سقوط کرد