دیکشنری فارسی

crenelate or crenellate

معنی کامل و مثال‌ها

/kren´ǝl āt´/vt.

● (بالای دیوار دژها و قصرها و غیره) دندانه‌دار کردن، کنگره‌کنگره کردن، مزغل‌دار کردن

the crenelations of each castle give fresh words of advice

دندانه‌ی هر قصری پندی دهدت نونو

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن