دیکشنری فارسی

crenulate

معنی فارسی

دندان موشي

معنی کامل و مثال‌ها

/kren´yōō lit/adj.

● (به ویژه در مورد برگ‌ها و صدف‌ها) دارای کنگره‌های ریز، دندان موشی، دارای ریزدندانه، ریز کنگره‌ای (crenulated هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin crenula, diminutive of crena (notch, gap).

مثال

  • The leaf had a crenulate edge.
  • The seashell had a crenulate pattern on its surface.
  • The caterpillar had a crenulate body.

ترکیب‌های رایج

Crenulate edge Crenulate pattern Crenulate body Crenulate brushstroke

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a margin with small rounded teeth “a crenulate leaf”

واژه‌های دیگر با معنی «دندان موشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن