دیکشنری فارسی

cribbing

معنی فارسی

آخور - علف دان - کلبه - تختخواب - درست کننده -

آخورساختن در

معنی کامل و مثال‌ها

/krib´iŋ/n.

● (در امتحان) تقلب، نت کشیدن، رونویسی (از روی ورقه‌ی دیگری)

● ورقه‌ی تقلب، نت، رونویسی (ورقه‌ی دیگری)

● (معدن و تونل و غیره) شمع، چوب بست، طاق نگهدار، طاقبند

● رجوع شود به: crib biting

ریشه و کاربرد

Noun

The habit of a horse of biting on its manger and sucking air; also, the act of copying another's work dishonestly.

ریشه

Derived from the word 'crib', which in turn comes from Old English 'cribb', meaning a manger or stall.

مثال

  • The horse was cribbing on the fence.
  • He was accused of cribbing during the exam.
  • Cribbing is a serious issue in academic institutions.

ترکیب‌های رایج

Cribbing habit Cribbing horse Cribbing collar Cribbing during Cribbing from

واژه‌های دیگر با معنی «آخور - علف دان - کلبه - تختخواب - درست کننده -»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن