cribriform
معنی فارسی
غربالي سوراخ سوراخ
معنی کامل و مثالها
/krib´ri fôrm´/adj.
● سوراخ سوراخ، مشبک، غربال مانند، غربالی، پرویزنی، پریزنی، آبکش مانند
غربالي سوراخ سوراخ
/krib´ri fôrm´/adj.
● سوراخ سوراخ، مشبک، غربال مانند، غربالی، پرویزنی، پریزنی، آبکش مانند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن