دیکشنری فارسی

crimp (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/krimp/n., vt.

● کسی که به زور یا تزویر افراد را به خدمت نظام یا نیروی دریایی در می‌آورد

● (به زور یا تزویر) به خدمت ارتش درآوردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن