cringle
معنی فارسی
حلقه طنابي طناب حلقه شده
معنی کامل و مثالها
/kriŋ´gǝl/n.
● حلقهی سوراخهای بادبان کشتی که طناب از میان آن رد میشود، حلقهی طنابی
تعریف انگلیسی
noun
- fastener consisting of a metal ring for lining a small hole to permit the attachment of cords or lines