دیکشنری فارسی

cringle

معنی فارسی

حلقه طنابي طناب حلقه شده

معنی کامل و مثال‌ها

/kriŋ´gǝl/n.

● حلقه‌ی سوراخ‌های بادبان کشتی که طناب از میان آن رد می‌شود، حلقه‌ی طنابی

تعریف انگلیسی

noun
  1. fastener consisting of a metal ring for lining a small hole to permit the attachment of cords or lines

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن