دیکشنری فارسی

crinite

معنی فارسی

مودار مويي

معنی کامل و مثال‌ها

/krī´nīt´/adj.

پرمو، پشمالو، مودار

(گیاه‌شناسی) کرکدار، دارای دسته مو یا کرک، موی‌پوش

واژه‌های دیگر با معنی «مودار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن