دیکشنری فارسی

critical temperature

معنی فارسی

دماي بحراني

معنی کامل و مثال‌ها

● (فیزیک) حرارت بحرانی، دمای سرگشتی (حدی که اگر حرارت از آن تجاوز کند گاز تحت هیچ فشاری نمی‌تواند تبدیل به آبگونه شود)

واژه‌های دیگر با معنی «دماي بحراني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن