دیکشنری فارسی

criticaster

معنی فارسی

ناقد بي اطلاع، نقاد کم مايه .

معنی کامل و مثال‌ها

/krit´ik as´tǝr/n.

منتقد ناشی، هنرسنج بد، منتقدی که واجد شرایط لازم نیست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن