criticaster
معنی فارسی
ناقد بي اطلاع، نقاد کم مايه .
معنی کامل و مثالها
/krit´ik as´tǝr/n.
● منتقد ناشی، هنرسنج بد، منتقدی که واجد شرایط لازم نیست
ناقد بي اطلاع، نقاد کم مايه .
/krit´ik as´tǝr/n.
● منتقد ناشی، هنرسنج بد، منتقدی که واجد شرایط لازم نیست
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن