دیکشنری فارسی

crock (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kräk/n.

● (کوزه یا بستو) سفال، سفالینه، ظرف سفالی، سبو

● سفال شکسته، پاره سفال (قطعات شکسته‌ی ظرف سفالی)

● (خودمانی) چرند، چرند پرند، مزخرف، بی‌معنی، اغراق‌آمیز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن