دیکشنری فارسی

crock (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/kräk/n., vi., vt.

● اسب پیر و زهوار دررفته

● (شخص یا چیز) زهواردر رفته، لکنته، فرتوت، پیر هاف هافو، قراضه

● (خودمانی) بیمار خیالی، (بیمار) نق نقو

● (عامیانه - معمولا با: up) از کار انداختن، از کار افتادن، فلج شدن یا کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن