crock (3)
معنی کامل و مثالها
/kräk/n., vi., vt.
● اسب پیر و زهوار دررفته
● (شخص یا چیز) زهواردر رفته، لکنته، فرتوت، پیر هاف هافو، قراضه
● (خودمانی) بیمار خیالی، (بیمار) نق نقو
● (عامیانه - معمولا با: up) از کار انداختن، از کار افتادن، فلج شدن یا کردن