دیکشنری فارسی

crocodile

UKkrɔkədail US'krɔkə'daıl

معنی فارسی

نهنگ تمساح سوسمار

معنی کامل و مثال‌ها

/kräk´ǝ dīl´/n.

● (جانورشناسی) تمساح، سوسمار (آبی) (زیر تیره‌ی Crocodylinae)، مکرمج

● (انگلیس) صف اشخاص (به ویژه دانش‌آموزانی که دو نفره به صف حرکت کنند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. large voracious aquatic reptile having a long snout with massive jaws and sharp teeth and a body covered with bony plates; of sluggish tropical waters

واژه‌های دیگر با معنی «نهنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن