cropper
معنی فارسی
چيننده ، کبوترچتري پا ،
کبوتري که چينه دان بزرگ دارد
معنی کامل و مثالها
/-ǝr/n.
● (شخص یا دستگاه) کشتگر و دروگر، قطع کنندهی مو (رجوع شود به: crop)
● (شخص یا دستگاه) پرزگیر، چرمبر، (چرم) موی چین، پشمزدا
● (گیاهی که محصول میدهد) گیاه بارآور
● کارگر کشاورزی که به جای مزد سهمی از محصول به او میرسد
* come a cropper
1- واژگون شدن، از سر افتادن، نقش بر زمین شدن، کله معلق شدن 2- شکست خوردن، موفق نشدن، مردود شدن، ناکام شدن
their financial plans came a cropper
طرحهای مالی آنها با شکست مواجه شد.
ریشه و کاربرد
A person who crops or trims something, or a person who works in agriculture.
ریشه
Derived from the verb 'crop'.
مثال
- She is a skilled cropper and can transform any photo.
- The cropper carefully trimmed the hedges in the garden.
- He comes from a family of croppers who have worked the land for generations.
ترکیبهای رایج
Skilled cropper Experienced cropper Family of croppers