دیکشنری فارسی

cross compiling assembling

معنی فارسی

روشي که توسط آن يک فرد از ميني کامپيوتر

و کامپيوتر بزرگ يا سرويس اشتراک زماني

استفاده مي کند تا برنامه هايي را نوشته و

اصلاح کند و بعدا" در ريزکامپيوتر بکار

ببرد

واژه‌های دیگر با معنی «روشي که توسط آن يک فرد از ميني کامپيوتر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن