دیکشنری فارسی

cross examination

UKkrɔsigzæmineiʃən

معنی فارسی

بازجويي همگاني تحقيق چند جانبه بازپرسي کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن