cross level معنی فارسی تراز کردن افقي کردن تراز عرضي تراز چرخ (توپخانه) حباب تراز افقي واژههای دیگر با معنی «تراز کردن» left justify هم تراز کردن از چپ right justify هم تراز کردن از راست، تنظيم کردن از راست barometric leveling تراز کردن هواپيما از نظر فشار جو، تعادل بارومتري هواپيما halving adjustment تنظيم نيم حبابها به منظور تراز کردن، دستگاههاي اندازه گير