cross-bred معنی فارسی در رگه پيوندي واژههای دیگر با معنی «در رگه» cross grained (در مورد چوب) داراي رگه هاي نامنظم. outcrop ظهور چينه در سطح زمين، پيدايش رگه ياچپينه در بالاي زمين، رخ دادن coursed rubble masonry سنگ بادبر با ارتفاع مساوي در يک رگ، سنگ کلنگي رگه اي nervure رگ بال در حشرات، رگه اصلي، شاهرگ