دیکشنری فارسی

cross-fire

معنی کامل و مثال‌ها

n.

● (ارتش) آتش همبر، آتش متقاطع

our squad was caught in an enemy cross-fire and five of us died

جوخه‌ی ما در آتش‌متقاطع (همبر) دشمن گیر افتاد و پنج نفر کشته دادیم.

● (نیرو و اندیشه و غیره) برخورد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن