crossing line معنی فارسی خط تقاطع واژههای دیگر با معنی «خط تقاطع» line cross تقاطع خط skyline افق مريي، خط افق که محل تقاطع زمين واسمان است. exterior angle زاويه خارجي کثيرالاضلاع، زواياي خارجي حاصله از تقاطع يک خط بادوخط، موازي. cross hairs دو خط متقاطع روي يک دستگاه ورودي که محل، تقاطع آنها مکان فعال مکان نماي يک سيستم، گرافيکي را مشخص مي کند