دیکشنری فارسی

crow (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/krō/n.

● (جانورشناسی) کلاغ (جنس Corvus از تیره‌ی Corvidae)

● (نادر) رجوع شود به: crowbar

● (نجوم) استارگان (مجمع‌الکواکب) کلاغ

* as the crow flies

سرراست، مستقیم

the distance between here and there is ten kilometers as the crow flies

از اینجا تا آنجا مستقیم ده کیلومتر است.

* eat crow

(عامیانه) شرمنده شدن، به اشتباه خود اعتراف کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن