دیکشنری فارسی

crucially

UKkruːʃiɔːliː US'kru:ʃəllı

معنی فارسی

قاطع قطعي صليبي چليپايي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. to a crucial degree “crucially important” “crucially, he must meet us at the airport” “Derived from adjective: crucial”

واژه‌های دیگر با معنی «قاطع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن