دیکشنری فارسی

crucible

UKkruːsibl US'kru:səbəl

معنی فارسی

بوته - دهنه کوره - آزمايش سخت امتحان سخت

معنی کامل و مثال‌ها

/krōō´sǝ bǝl/n.

● (فلزکاری) بوته، دیگ گداز

● دیگ کوره (کاواکی ته کوره‌ی گداز که فلز گداخته در آن انباشته می‌شود)

● آزمون دشوار، بوته‌ی آزمایش، محنت، شور (چیزی)، محک تجربه

an alliance that was forged in the crucible of World War One

اتحادی که در بوته‌ی آزمایش جنگ جهانی اول قوام گرفت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a vessel made of material that does not melt easily; used for high temperature chemical reactions

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن