crucible
UKkruːsibl
US'kru:səbəl
معنی فارسی
بوته - دهنه کوره - آزمايش سخت امتحان سخت
معنی کامل و مثالها
/krōō´sǝ bǝl/n.
● (فلزکاری) بوته، دیگ گداز
● دیگ کوره (کاواکی ته کورهی گداز که فلز گداخته در آن انباشته میشود)
● آزمون دشوار، بوتهی آزمایش، محنت، شور (چیزی)، محک تجربه
an alliance that was forged in the crucible of World War One
اتحادی که در بوتهی آزمایش جنگ جهانی اول قوام گرفت
تعریف انگلیسی
noun
- a vessel made of material that does not melt easily; used for high temperature chemical reactions