پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
crumblings
معنی فارسی
چيز خرد شده
فاسد شده
زوال يافته .
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن