دیکشنری فارسی

crunchy

UKkrʌntʃiː US'krʌntʃı

معنی فارسی

خشخش کننده کروچي کلوچي کروچگر ترد قاق

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

● (آنچه که صدای قروچ قروچ ایجاد کند) خش‌خش کننده، کروچی، کلوچی، کروچگر، ترد، قاق

Kloucheh bread is very crunchy

نان کلوچه خیلی ترد است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن