دیکشنری فارسی

cruor

معنی فارسی

خون بسته دلمه خون

معنی کامل و مثال‌ها

/krōō´ôr´/n.

● خون دلمه شده( به ویژه در اطراف زخم)، دله، دلمه، لخته‌ی خون، لختخون

واژه‌های دیگر با معنی «خون بسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن