crymetry معنی فارسی انجماد سنجي واژههای دیگر با معنی «انجماد سنجي» cryoscopic constant ثابت انجماد سنجي crygenic region ناحيه انجماد سنجي cryoscopic وابسته به انجماد سنجي. cryoscopy تعيين نقطه انجماد، انجماد سنجي.