دیکشنری فارسی

cryo-

معنی کامل و مثال‌ها

/krī ō/

● پیشوند: سرما، سردی [cryogen]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن