crypto-
معنی کامل و مثالها
/krip´tō/
● پیشوند:
● رمزی، سری [cryptogram]
● پنهانی، نهان، در خفا، (پیش از حرف صدادار: crypt-)
a crypto-communist
کمونیست پنهانی
/krip´tō/
● پیشوند:
● رمزی، سری [cryptogram]
● پنهانی، نهان، در خفا، (پیش از حرف صدادار: crypt-)
a crypto-communist
کمونیست پنهانی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن