پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
cryptocustodian
معنی فارسی
مسئول نگهداري يا کار کردن يا انهدام
وسايل رمز
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن