cryptosystem معنی فارسی سيستم رمز واژههای دیگر با معنی «سيستم رمز» open code سيستم رمز باز، سيستم رمزي که به صورت کشف مخابره ميشود emergency cryptosystem سيستم رمز اضطراري، سيستم رمز مخصوص موارد اضطراري link encryption خودکار کردن سيستم رمز، اتصال سيستم رمز، به يک سيستم مخابراتي خودکار route transposition نوعي سيستم رمز که حروف رمز را با پيروي، از يک مسير معين به هم مي چسبانند vertical diagraph شکلي از سيستم رمز دو حرفي است که يک حرف، بالا و يکي پايين نوشته مي شود transposition system سيستم رمز با استفاده از حروف در هم ريخته، سيستم رمز در هم system indicator طبلک نشان دهنده کار دستگاه، شاخص سيستم رمز cryptochannel سلسله مراتب رمز، سيستم اجرايي رمز