crystal glass معنی فارسی بلور واژههای دیگر با معنی «بلور» crystal بلور، بلوري، بلورين cut glass بلور، شيشه تراشدار flint glass بلور، ظرف بلور. flint-glass بلور single crystal تک بلور glassworker بلور ساز، شيشه ساز. crystal defect نقص بلور crystal growth رشد بلور metal crystal بلور فلز microcrystal ريز بلور