crystalization معنی فارسی تبلور واژههای دیگر با معنی «تبلور» crystallization تبلور، بلورسازي، قلم سازي crystal water آب تبلور recrystallization تبلور مجدد crystallization differentiation تبلور جزء به جزء fractional crystallization تبلور جزء به جزء anhydrite سنگ گچ بي آب تبلور، گچين crystallizable بلوري شدني، قابل تبلور igneous magma مواد مذاب و گازي داخل زمين که در اثر، تبلور و سخت شدن، سنگهاي آذرين را بوجود