دیکشنری فارسی

crystalliferous

معنی فارسی

بلوردار

معنی کامل و مثال‌ها

/kris´tǝl if´ǝr ǝs/adj.

● بلورزا، بلوردار، بلورآور

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن