دیکشنری فارسی

crystalloid

معنی فارسی

بلوري بلورمانند شبه بلور

معنی کامل و مثال‌ها

/kris´tǝl oid´/adj., n.

● بلور مانند، بلورسان

● (زیست‌شناسی) بلورنما (ماده‌ای که به صورت آبگونه به آسانی از غشاهای حیوانی و گیاهی رد می‌شود - برعکس: colloid)

● ذره‌ی بلورین پروتئین (که در یاخته و تخم یافت می‌شود)

● وابسته به بلورنما، بلورنمایی

واژه‌های دیگر با معنی «بلوري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن