crystalloid
معنی فارسی
بلوري بلورمانند شبه بلور
معنی کامل و مثالها
/kris´tǝl oid´/adj., n.
● بلور مانند، بلورسان
● (زیستشناسی) بلورنما (مادهای که به صورت آبگونه به آسانی از غشاهای حیوانی و گیاهی رد میشود - برعکس: colloid)
● ذرهی بلورین پروتئین (که در یاخته و تخم یافت میشود)
● وابسته به بلورنما، بلورنمایی