cucullate
معنی فارسی
خودمانند مانند خودياباشلق
معنی کامل و مثالها
/kyōō kul´āt´; -it;kyōō´kǝ lāt´, -lit/adj.
● (گیاهشناسی - جانورشناسی) کلاهک مانند، کلاهکسان، باشلق مانند (cucullated هم میگویند)
مترادفها
adjective
(also cucullated)
1. Hooded, cowled.
2. Hood shaped.