دیکشنری فارسی

cucullate

معنی فارسی

خودمانند مانند خودياباشلق

معنی کامل و مثال‌ها

/kyōō kul´āt´; -it;kyōō´kǝ lāt´, -lit/adj.

● (گیاه‌شناسی - جانورشناسی) کلاهک مانند، کلاهک‌سان، باشلق مانند (cucullated هم می‌گویند)

مترادف‌ها

adjective
(also cucullated)
1. Hooded, cowled.
2. Hood shaped.

واژه‌های دیگر با معنی «خودمانند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن