دیکشنری فارسی

cuddly

UKkʌdliː US'kʌdlı

معنی فارسی

راحت نوازش کن.

معنی کامل و مثال‌ها

/kud´lē/adj.

بغل کردنی، دوست داشتنی، مامانی

(انسان یا حیوانی که دوست دارد در بغل گرفته شود) مهر خواه، مهرجو، آغوش دوست، نوازش خواه

ریشه و کاربرد

Adjective

Soft and pleasant to touch or cuddle.

ریشه

From the verb 'cuddle' + -ly.

مثال

  • The baby's teddy bear is so cuddly.
  • She loves wearing cuddly sweaters in the winter.
  • The puppy's fur is incredibly cuddly.

ترکیب‌های رایج

Cuddly toy Cuddly blanket Cuddly pet Cuddly creature

واژه‌های دیگر با معنی «راحت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن