دیکشنری فارسی

cue (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kyōō/n., vt.

● رجوع شود به: queue

● (بیلیارد و اسنوکر و غیره) چوب بیلیارد، گویزن

● (بیلیارد و غیره) با گویزن توپ سفید را زدن

● گیسو را بافتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن