cueball معنی فارسی گوي بيليارد. واژههای دیگر با معنی «گوي بيليارد.» miscue درست نزدن گوي در بازي بيليارد bachspin چرخش و علطيدن گوي بيليارد بعقب basebal billiard نوعي بيليارد کيسه دار با 21 گوي، شماره گذاري شده از 1 تا 21 break ball آخرين گوي مانده روي ميز بيليارد fifteen ball billiard بيليارد امريکايي بدون تعيين گوي jaw shot ضربه به گوي در گوشه ميز بيليارد white hazard به کيسه انداختن گوي سفيد بيليارد nine ball billiard بيليارد کيسه اي با 9 گوي شماره دار in-off به کيسه انداختن گوي بيليارد که باعث، کاستن امتياز مي شود billiard spot نقطه مخصوص گوي قرمز روي ميز بيليارد، انگليسي