دیکشنری فارسی

cuirass

معنی فارسی

زره سينه (وپشت ) جوشن سينه بند

معنی کامل و مثال‌ها

/kwi ras´/n., vt.

زره سینه و پشت، جوشن بالاتنه، برگستوان

زره سینه، کژآغند

(جانورشناسی) زره (صفحه‌های استخوانی که مانند زره جانور را حفظ می‌کند)

(کشتی) پوشش زرهی

زره‌پوش کردن (به ویژه بالاتنه را)

cuirassed and ready to fight

زره پوشیده و آماده‌ی نبرد

ریشه و کاربرد

Noun

A piece of armor consisting of a breastplate and backplate fastened together.

ریشه

From Old French 'cuirace' + '-ass'.

مثال

  • The knight wore a shining cuirass for protection.
  • The museum displayed a collection of ancient cuirasses.
  • Cuirasses were commonly used by soldiers in medieval times.

ترکیب‌های رایج

Shining cuirass Ancient cuirasses Medieval cuirass

مترادف‌ها

noun
Breastplate.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن