دیکشنری فارسی

cully

US'kʌlı

معنی فارسی

آدم گول خور - ساده لوح

معنی کامل و مثال‌ها

/kul´ē/n., pl.

(قدیمی - خودمانی)

آدم احمق، گول خور، گولو

دوست، همراه، همدم، همقطار

گول زدن، گوش بریدن، شیادی کردن

مترادف‌ها

I. noun
Dupe, gull, cat's paw, credulous person.
II. verb active
Cheat, trick, dupe, gull, chouse, deceive, delude, overreach, cozen, circumvent, beguile, impose upon.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن