cultivating
UKkʌltiveitiŋ
US'kʌltı'veıtıŋ
معنی فارسی
کشتن - کشت کردن - توسعه دادن - پرورش دادن -
آماده کردن
کشتن - کشت کردن - توسعه دادن - پرورش دادن -
آماده کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن