دیکشنری فارسی

cumbrance

معنی فارسی

وظيفه ي شاق مزاحمت شديد سربار سنگين بار طاقتفرسا

معنی کامل و مثال‌ها

/kum´brǝns/n.

● وظیفه‌ی شاق، مزاحمت شدید، سربار سنگین، بار طاقت‌فرسا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن