دیکشنری فارسی

cummer

معنی فارسی

مادر تعميدي نديمه همدم دختر زن

معنی کامل و مثال‌ها

/kum´ǝr/n.

● (اسکاتلند)

● مادر تعمیدی

● ندیمه، همدم

● دختر، زن

واژه‌های دیگر با معنی «مادر تعميدي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن