cummin seed معنی فارسی زيره واژههای دیگر با معنی «زيره» outsole زيره، تخت cummin زيره سبز، زيره سفيد، زيره cumin زيره سفيد، درخت زيره، زيره kummel کومل :عرق زيره، نوشابه الماني که زيره به ان ميزنند caraway درخت زيره سياه، کرويا fitches درخت زيره سياه، کرويا seed cake کلوچه تخم زده يا زيره زده patten يکجور رو کفشي که زيره چوبي داردوروي حلقه، اهني قرارگرفته است sole کف پا، زيره، تخت کفش seedcake کيک يا نان شيريني داراي دانه هاي خشخاش و، غيره، کيک زيره