دیکشنری فارسی

cup of tea

معنی کامل و مثال‌ها

● محبوب، سوگلی، دلپسند، پسند، (کار یا چیز) دلخواه

swimming is not his cup of tea

شنا را دوست ندارد، اهل شنا نیست.

writing is my cup of tea

نگارش کار دلخواه من است.

● مطلب، مقوله (بیشتر در این عبارت: مطلبی دیگر، قضیه‌ای سوای این، بحثی دیگر a different cup of tea)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an activity that you like or at which you are superior “chemistry is not my cup of tea” “his bag now is learning to play golf” “marriage was scarcely his dish”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن