دیکشنری فارسی

cupulate

معنی فارسی

فنجاني کاسه اي کاسبرگي. گنبددار قبه دار گنبدچه دار

معنی کامل و مثال‌ها

/kyōō´pyōō lāt´/adj.

● (به شکل گنبد یا فنجان) پنگان‌دیس، گنبدسان، گنبدی

● (دارای گنبد یا گنبدچه) گنبددار، قبه‌دار، گنبدچه دار

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'cupula' (small cup), diminutive of 'cupa' (tub, cask).

مثال

  • The acorn was cupulated by the cap of the oak tree.
  • The artist cupulated the sculpture with a protective layer.
  • The seed was cupulated to ensure proper germination.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. shaped like (or supporting) a cupule

واژه‌های دیگر با معنی «فنجاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن