cushion
معنی فارسی
نازبالش ، پشتي ، مخده ،
داراي پشتي يالايي کردن ، پوشيدن
معنی کامل و مثالها
/koosh´ǝn/n., vt.
● کوسن، بالش، بالشت، پشتی، نازبالش، تشکچه، بالشتک (که مثلا برای مزید راحتی روی صندلی اتومبیل میگذارند)
a divan with two red cushions
نیمکتی با دو کوسن قرمز
● (مبل و کاناپه و غیره) تشک (به ویژه اگر قابل برداشتن و گذاشتن باشد)
the ring had fallen under the sofa's cushion
انگشتر زیر تشک کاناپه افتاده بود.
● (هر چیز بالش مانند) بالشچه
an airplane flies on a cushion of air
هواپیما بر بالشی از هوا پرواز میکند.
● (کالبدشناسی - چربی یا بافت انباشته و بالش مانند) نرمچه، دژپیه
● (در کفش یا در موتور و غیره - آنچه از شدت ضربه یا برخورد بکاهد) تویی اضافی (کفش)، کمکفنر، چنبره، ضربهگیر، تکانگیر
a shoe cushion
کفی نرم کفش
the cushion around a billiard table
لبههای نرم میز بیلیارد
a piston cushion
بالشتک پیستون
● بالشدار کردن
to cushion wooden chairs
صندلیهای چوبی را تشکدار کردن
● روی بالش (یا هر چیز بالش مانند) قرار دادن، پشتیدار کردن
the nurse cushioned his injured shoulder
پرستار زیر شانهی مصدوم او بالش قرار داد.
● (مثلا زیر تشک) پنهان کردن، مسکوت گذاشتن
the press was cushioning the scandal
روزنامهها آن افتضاح را مسکوت گذاشته بودند.
● (صدا و ضربه و غیره - جذب کردن و از بین بردن) کاستن، ضربه کاهی کردن، تکانگیری کردن
soft tires that cushion the ride
لاستیکهای نرمی که سواری را نرم و ملایم میکنند
● (از شدت افتادن) کاستن
the flower bushes cushioned her fall, otherwise she would have been dead
بتههای گل از شدت سقوط او کاستند و الا مرده بود.
● (از شدت هر چیزی) کاستن، ملایم کردن
a salary raise may somewhat cushion the impact of price increases
افزایش حقوقها ممکن است تا اندازهای از تاثیر (سو) بالا رفتن قیمتها بکاهد.
* cushion cover
رو بالشتی، روپوش تشکچهی مبل
ریشه و کاربرد
ریشه
Middle English cushin, from Anglo-French cussin, quissin, from Vulgar Latin *coxinus.
مثال
- She sat down on the cushion.
- He cushioned the blow with his hand.
- The manager's decision to rotate the squad has cushioned the impact of injuries.
ترکیبهای رایج
Seat cushion Cushion cover Soft cushion Cushion the blow
تعریف انگلیسی
- a mechanical damper; absorbs energy of sudden impulses “the old car needed a new set of shocks”
- the layer of air that supports a hovercraft or similar vehicle
- a soft bag filled with air or a mass of padding such as feathers or foam rubber etc.
- protect from impact “cushion the blow” “Something ----s something”